ه‍.ش. ۱۳۸۹ آبان ۹, یکشنبه

رهبر شهيد راهت ادامه دارد


۲ نظر:

ناشناس گفت...

اینجا سرزمین بلوچستان است ،بلی اشتباه نکنید ، سرزمین غیرت ، حماسه و ایمان ، سرزمین مردمان ساده و رشید ، سرزمین کسانی است که اجدادشان با هیچ قیمت تا به امروز نگذاشته اند آبی خوش از گلوی متجاوزان به پایین رود و بتوانند به تاراج و جنایت براحتی ادامه دهند.
توپ ،تانک و مسلسل اثر ندارد و دهها نه که صدها خائن نامرد و بزدل و به اصطلاح سیاسی هم در کنار این مترسکان شیاد متجاوز باشند فایده ای ندارد و حاشا و کلا که خامنه ای بتواند تاریخ را از تکرار باز دارد و بیایند دستگیر کنند ، تطمیع کنند ، تیرباران و بمباران و اعدام و استثمار و تاراج کنند اما بلی اما نمی توانند وجبی از اراده همین مردم ساده در بازپس گیری سرزمینشان از دست متجاوز و بیگانه کم کنند و همین مردم بلی همین مردم با همین سادگی و بی آلایشی خود ،آنچنان ضرباتی مهلک بر وجود نامیمون خامنه ای و مزدورانش وارد خواهند کرد تا با خفت و خواری به دست پای همین مردم بلی همین مردم افتاده و فراری را بر قراری ترجیح دهند و این نه غلویست و نه احساس بلکه تکرار تاریخ است ، تکرار مکرر تاریخ که ظالم با هر نامی از نمرود و چنیگز مغول گرفته تا هیتلر و استالین را به گورستان خود برده است .
بلوچستان از جیرفت و زابل تا جاسک و میناب و دشتیاری آزاد خواهد شد و فقط بلی فقط این فرزندان همین دیار غیرت ،حماسه و ایمان خواهند بود که خود سرزمینشان را با اراده خود ، فقط اراده خود اداره خواهند کرد .

ناشناس گفت...

او که چنان درجه ای بر منزلت و وجود ما آدمیان نهاد که خلیفه خویش در زمین گردانیدو هر گونه حقارت و ذلت را بر این ناسپاسان خاکی ناپسند دانست ، بندگی او فخر و موهبتی است که که تقدیم بشر گردیده است.
آن ذات عظیم چرا؟!
آیا در این بندگی بر عظمت او افزوده و یا از ملک او کم می گردد و یا هر چه فرمان داده برای ارتقا خود ماست!؟
نزد او سرفرازی و سربلندی ،بزرگترین عبادت است و ذلت ما عظیمترین معصیت.
تاج بندگی او بر سر نهادن و تن ندادن به بندگی غیر او در سایه عزتش و در پناه بردن به عظمت لایتناهی اوست که بطلانی بر ابهت پوشالی طاغوت کشیده و حقارت عینی و حقیقی طاغوت در انظار ما پدیدار و در قلوب ما لمس می شود.
در این بندگیست که .....!
پایان...
نکته:

این نوشته روی کاغذ پاره بصورت بسیار ناخوانا توسط ناشناسی نوشته شده بود و با این که شاید ناگفته های بسیاری بقلم نیامده ولی همین دو - سه سطر نکات قابل تاملی را در خود داشت که من را بر آن داشت که بدون اجازه و شناخت از نویسنده ناشناسش تقدیم آزادگان و آزاداندیشانی کنم که در برابر هیچ طاغوت و بتی سر ذلت فرو نیاورده و نمی آورند .